![]() |
![]() |
|
|
این پست رو گذاشتم تا بدونی که چند ساعته که مشغول کار با اینترنت هستی!در ضمن بعد از شنیدن اذان نمازت یادت نره...التماس ۲آ...
|
|
+ نوشته شده در
86/05/21ساعت 2:53 توسط ميثم |
|
|
+ نوشته شده در
86/05/21ساعت 2:40 توسط ميثم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/05/19ساعت 3:13 توسط ميثم |
|
|
سلام دوستاى گلم،از همتون ممنونم كه به من سر زديد.فكر كنم بهتر بود كه اسم وبلاگم رو ميزاشتم ديوانه ىشبگرد،چون تاحال هيچ وقت نشده كه تو روز آپ كنم.من عاشق شبم چون ساكته،چون تو شبهام روياهاﭕﻰ رو ميبينم كه دوست دارم تو بيدارى محقق بشه وﻠﻰ حيف كه. . .!هميشه واسم جاى سوال بود كه چرا مورچه اى كه ميخواد غذاﭕﻰ چند برابر وزن خودشو از ديوار ببره بالاوچندين بار هم تا بالا ميره وﻠﻰ ﻤﻰافته،بازم اينقدر به كارش ادامه ميده تاموفق بشه،حتما از اول ميدونه كه موفق ميشه،وگرنه كه اين كارو ﻨﻤﻰ كرد،منم به خاطر همين دوست دارم به هدفم كه تمام زندگيم رو پاش گذاشتم برسم«قابل توجه ﺑﻌﻀﻰ ها!!!»از بچگي دوست داشتم يا كارى رو شروع نكنم يا اگر شروع كردم توش موفق بشم،تا چند ماه پيش هم اينجورى بود،حالا هم چند ماهه كه تو سخت ترين كارم،سخت ترين رنج ها رو كشيدم و سخت ترين حرف ها رو خوردم وﻠﻰ هنوزم به نتيجه نرسيدم،و اگه به نتيجه هم نرسم همه چيز برام تموم ميشه،منم ميشم يه خاطره. . . . .!اينارو بهتون گفتم تا از بارى كه رو دوشمه كم بشه و ﻤﻰ خواستم بگم كه محتاج دعا هاىشما ،دوستاى گلم هستم....................ممكنه تا كم يا حل شدن مشكلم ديگه آپ نكنم. . . . اﻠﮪﻰ به اميد تو. |
|
+ نوشته شده در
86/05/19ساعت 1:22 توسط ميثم |
|
|
امشب به اسرار عزيزترين دوستم ميخوام از دلم بنويسم،هميشه به خودم ميگم اگه من توو اين دنيا نبودم چه فرﻗﻰ به حال ديگران ﻤﻰ كرد،من به چه دردى ميخورم،همش فكر ميكنم ما آدما فقط براى امتحان دادن به دنيا اومديم و هيچ هدف ديگه اى براى به وجود اومدنمون وجود نداره،ﺑﻌﻀﻰ وقتا به سرم ﻤﻰزنه كه امتحاﻨﻰ كه بايد پس بدم رو فراموش كنم ودوروز دنيا رو زندﮔﻰ آزادانه كنم،ولي بعدش كه به عاقبتش فكر ميكنم،ميگم ﺑﻰخيال زندﮔﻰ آزادانه،بازم ميرم به فكر امتحاﻨﻰ كه بايد به خيرى انجامش بدم،وﻗﭡﻰ هم كه دارم مقدمات امتحانم رو توراه خدا آماده ميكنم تازه ﻤﻰ فهمم كه همين آماده كردن خودم براى زندﮔﻰ جاودانه خودش يه زندﮔﻰ آزادانه يه.مگه نه؟؟؟اصل زندﮔﻰ ﭕﻌﻨﻰ نشستن با خدا البته نه فقط وقتاﭕﻰ كه به مشكل برﻤﻰخوريم!در كنار اين زندﮔﻰ خداﭕﻰ ﻤﻰ تونيم به عشق هم فكر كنيم منظورم عشق واقعيه نه بازى با عاطفه ى ديگران،هميشه هم يادتون باشه توى اين راه كه مهم ترين اتفاق زندگيتون داره اتفاق ﻤﻰ افته اشتباه نكنيد،چون ﺑﻌﻀﻰ عشقا. . . . . . . . !يادتون باشه كنار عاشق شدن امتحانتون رو فراموش نكنيد چون دنيا زودگذره،پس به فكر عاقبت هم باشيد،شايد اين چيزا واسه خيلياتونﺑﻰﻤﻌﻨﻰ باشه،اما اگه ﮐﻤﻰ بهش فكر كنيد به نتيجه ﻤﻰ رسيد،من امتحانش كردم و داره كم كم به نتيجه اى كه دوست داشتم نزديك ميشم،همه ى اينا لطف خداوكمك يه دوست بود كه من از گمراﮪﻰ در اومدم.شما هم ميتونيد،شايد هم قبل از من به اين نتيجه رسيديد،آره؟؟؟پس يادتون باشه واسه به وجوداومدن همه ى ما دليل و سرنوﺷﭡﻰ رو پيشﺑﭕﻨﻰكردن.به اميد اينكه هم امتحان رو خوب بديد هم عاشق همديگه باشيد. پس خدايا، به من ﻨﭕﺴﭡﻰعطا كن كه در لحظه ى مرگ بر ﺑﻰ ثمرى لحظه اى كه براى زيستن گذشته است،حسرت نخورم و مردﻨﻰ عطا كن كه بر بيهودﮔﻰ اش سوگوار نباشم.
|
|
+ نوشته شده در
86/05/15ساعت 0:54 توسط ميثم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام عزیزان.من میثم....17 سالمه......این وب رو واسه این درست کردم که به یکی بگم که فقط دوست داشتن ملاک دوستی نیست بلکه عشقه که ما آدما رو به هم میرسونه.......اونی که ازش میگم.میگه: بیایید تا هم دیگر رو دوست داشته باشیم ولی هرگز عاشق هم نباشیم......آخه این درسته؟!؟
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز طلایی(انیس) امین(عشق استقلال) >>>باحال<<< happyway شیفته دزدکی(جالبه...) تارا اشکی از جنس خدا 2 قرن سکوت شیما آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
میثم صیادی ميثم |
|
RSS
|