![]() |
![]() |
|
|
«عيد سعيد فطر مبارك باد» رمضاﻧﻰ ديكر كوله بار دعاهاﻯ اين سال مردم را برداشت و رفت،خوش به حال اوناﯿﻰ كه از هر نظر تو اين ماه مهموﻧﻰ خدا فيض بردند،من كه امسال به جز شبهاﻯ احيا نتونستم فيض كاﻓﻰ رو ببرم وماه رمضان امسال براﻯ من ﺨﯿﻟﻰ زود تمام شد. . . . .حيف!چقدر زود گذشت.....انگار همين ديروز بود كه پست دعاﻯ ربنا رو گذاشتم و شروع ماه رمضان رو تبريك گفتم .....تا چشم بهم زديم يك ماه رفت وچه اتفاقهاﯿﻰ كه برام افتاد كه همشون بد بودن.....!وﻟﻰ اميدوارم كه همون طاعات ﻜﻤﻰ كه با خداﻯ مهربانم كردم كه شما هم سهيم بوديد مورد رضاﻯ حضرت حق قرار گرفته باشه .آمين... |
|
+ نوشته شده در
86/07/21ساعت 0:45 توسط ميثم |
|
|
ﺧﯿﻟﻰ ﺴﻌﻰ كردم كه ديگه چيزﻯ ننويسم وﻟﻰ چون اين نوشتن تنها راه ارتباط يك طرفه ﻯ ماست مجبورم كه ادامه بدم،اول از همه ميگم كه هنوز نتونستم باور كنم كه تو اين همه وقت منو سر كار گذاﺸﺘﻰ و من دنبال دل تصرف شده ﻤﻰ دويدم،اگه تو هم بودﻯ باورت نميشد،آخه چطور ممكنه ﻜﺴﻰ كه اين همه ازبديهاﻯ اين دوﺴﺘﻰها ميگفت خودش اين كاره باشه،به قول تو اين دوﺴﺘﻰ ها كه عاقبتش بده،خب از اول ﻤﯿﮔﻓﺘﻰ كه اين دوﺴﺘﻰ با من عاقبت بد داره كه ديگران هم زير سوال نميرفتند،نميدونم كه اون طرف فرﻀﻰ كيه كه تونسته تعداد قطره هاﻯ اشك التماسشو به اندازه ﻯ آب دريا برسونه كه سرزمين قلبت توو عمق درياﻯ دلش به گل نشسته. . . اگه اين فرد فرﻀﻰ وجود خارﺟﻰ داره كه بعيد ميدونم داشته باشه از طرف من بهش بگو: آفرين به تلاشت كه تو برنده ﻯ اين راه شدﻯ . . . . . . .همين بسه! ازش دلگيرم ﺒﻰاون من ميميرم چاره ندارم تركم كرده يارم اﻯ دل عاشق وساده ﻯ من دست بردار بسته آهاﻯ دل خسته همه درها رو به روﻯ من بسته اﻯ دل تيكه و پاره ﻯ من دل من بغضت رو بشكن گريه كن با من دل من روزهاﻯ خوبت همشون رفتن دل من اوﻧﻰ كه قلبش ﯿﻜﻰ بود بامن دستهاﻯ من به اون ديگه نميرسن.
|
|
+ نوشته شده در
86/07/14ساعت 23:42 توسط ميثم |
|
|
بگو يا رب بگو يارب چه بد گفتم چه بد كردم مرا يارب نميخواﻫﻰ گناه هست و اگر نفرين به اين دنياﻯ بد كردم به حرفم گوش كن يا رب به دردم گوش كن يارب اگر بيهوده ميگويم مرا خاموش كن يا رب به جز ﻋﺸﻘﻰ كه دردش را به من دادﻯ ومن رد كردم ؟ چه بخشيدﻯ كه رد كردم؟ فقط در عاﺸﻘﻰ يارب مدد گفتم شدم عاشق تمناﻯ مدد كردم خدا يا آخه چرا فقط منو توو اين جور موقعيت ها قرار ميدﻯ؟مگه چه هيزم ترﻯ به اين بندت فروختم كه اين طورﻯ. . . . . . . . . . . . . . .! |
|
+ نوشته شده در
86/07/13ساعت 17:8 توسط ميثم |
|
|
خدايا،خدايا،خدايا تو اين دنياﻯ بزرﮔﻰ پوسيديم ميخواستيم،ميخواستيم كه مثل اين روز رو نبينيم كه ديديم ناز اون،بلاﻯ اون،حسرت دل،عذاب عالم،. . . . هر ﭽﻰ بايد همه تك تك بكشن ما كشيديم كه زندﮔﻰ،ميگن براﻯ زنده هاست اما خدايا بس كه ما دنبال زندﮔﻰ دويديم،بريديم واﻯ بر ما ،واﻯ بر ما خبر از لحظه ﻯ پرواز نداشتيم تا ميخواستيم لب معشوق رو ببوسيم پريديم . . . . . . . ﴿زندﮔﻰ قصه ﻯ تلخيست كه از آغازش بس كه آزرده شدم چشم به پايان دارم﴾ ﭽﺸﻤﻰ به هم زديم و دنيا گذشت دنبال هم امروز و فردا گذشت دل ميگه باز فردا رو از نو بساز اﻯ دل غافل ديگه از ما گذشت |
|
+ نوشته شده در
86/07/04ساعت 15:6 توسط ميثم |
|
|
يا ﻋﻟﻰ رفتم ﺒﻗﻰ اما چه سود هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود ياﻋﻟﻰ قبر پرستويت كجاست آن گل صد برگ خوشبويت كجاست هر چه باشد من نمك پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش كرده ام حج من ﺒﻰ فاطمه ﺒﻰحاصل است فاطمه حلال صدها مشكل است من طواف سنگ كردم دل كجاست راه پيمودم پس منزل كجاست كعبه ﺒﻰ فاطمه ﻤﺸﺘﻰگل است قبر زهرا كعبه اهل دل است .................................... باز شب شد دلها خسته شد خستگان خفتندو درها بسته شد جز در رحمت كه هيچ گاه بسته نيست هر كه عاشق شد دگر دل خسته نيست .................................................. تنها تصادﻓﻰ كه پليس بهش كارﻯ نداره ،تصادف دو عشقه .................................................................. تو زندون عشقت اينقدر شلوغ ميكنم ،زندونيها رو بهم ميريزم تا مجبور ﺒﺸﻰمنو تو انفرادﻯ قلبت بندازﻯ ...................................................................... لحظات شادﻯ خدا را ستايش كن،لحظات ﺴﺧﺘﻰخدارا جستجو كن،لحظات آرامش خدا را مناجات كن ودر تمام لحظات خدارا شكر كن ................................................................... آرﻯ آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست.من به پايان ديگر نيانديشم كه همين دوست داشتن زيباست ............................................................. عزيزم،در زندﮕﻰ سه مورد را دنبال كن:1دوست داشتن را براﻯ تجربه2عاشق شدن را براﻯ هدف3فراموش كردن را براﻯ قبول واقعيت .................................................... مارو ببين دلو به ﻛﻰ سپرديمش،اوﻨﻰ كه به زندﮕﻰ ميگه نمايش عروﺴﻛﻰ ................................................................. وﻗﺘﻰ احساس دﻟﺘﻨﮕﻰ كردﻯ چشمهاتو ببندوبه آرزوهات فكر كن .................................................................... ديريست غريبه اﻯ مرا ميپايد عاشق شده بر دو چشم مستم شايد امروز دلم ﺤﻘﻴﻘﺘﻰ را فهميد ديوانه ز ديوانه خوشش ميآيد ...................................................................... من با ﻗﻟﺒﻰ سرشار از عشق،محبت تقديمت ميكنم تا تك سوار جاده ﺒﻰانتهاﻯ عشقم باﺸﻰ .................................................................... بزرگترين آرزويم اين بود كه كوچكترين آرزويت باشم ....................................................................... من سه دوست دارم.خورشيد،ماه،تو خورشيد واسه روز،ماه واسه شب اما تو واسه هميشه ...................................................................... عشق سه بخش است 1آتش ميان تو2شوق براﻯ تو3اندوه براﻯ من .......................................................................... نگاه هاﻯ پر غرورت مرا به بلنداﻯ عشق ميكشاندونفسهايت روح زندﮕﻰ را در من تازه ميكند ........................................................................... مهم نيست كه اكنون دلت براﻯﻛﺴﻰديگر ميتپد،مهم آنست كه من براﻯ هميشه تنها ميمانم«فقط به خاطر تو» ........................................................................... در گذر گاه زمان خيمه شب باز باهمه تلخيت خوب ميگذرد عشق ها ميميرند رنگها رنگ دگر ميگيرند وفقط خاطره هاست كه چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده به جاﻯ ميماند ........................................................................... يه مرداب براﻯ به دست آوردن يه نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفرش بهم نخوره پس اگر ﻛﺴﻰ رو دوست دارﻯ براي داشتنش ﺤﺘﻰشده سالها صبر كن،منم به تو قول ميدم كه براﻯ بدست آوردنت سالها صبر كنم. .......................................................................... ميرود عمر ونميپرسد زخويش راه كجا؟منزل كجا؟مقصود چيست؟ ............................................................................ اگر بهترين دوستم ﻨﻴﺴﺘﻰلااقل بهترين دشمنم باش،اگر بهترين غمخوارم ﻨﻴﺴﺘﻰلااقل بهترين غمم باش ،هرچه ﻫﺴﺘﻰبهترين باش. .......................................................................... ﺒﻰ تو نه امور جهان لنگ ميشه ،نه بين آسمون وزمين جنگ ميشه ،تنها دل من براﻯ تو تنگ ميشه ................................................................ اگر زبانم به خاطر غرور مغزم نگفت قلبم هزار بار فرياد زد دوستت دارم پس بشنو اين سكوت مرا اﻯ ﻛﺴﻰكه قلبم ميتپدونفسم براﻯ تو به شماره افتاد،دوستم بدار ......................................................................... بعضي وقتا چشام به قلبم حسوديش ميشه ميدوﻨﻰ چرا؟آخه تو هميشه توﻗﻟﺒﻤﻰوﻟﻰ چشام نميتونه تورو ببينه .............................................................................. من نميدانم كه كيم من فقط ميدانم كه توﻴﻰ شاه بيت غزل زندگيم ............................................................................ اﻯ كاش ﮕﻟﻰ بودﻯ من از باغگه ميچيدمت،يا كه طلوﻋﻰ بودﻯ بر پنجره ميديدمت،اﻯ كاش چشمانت ذره اﻯ داشت چون رنگين كمان هر وقت باران ميگرفت ازدور ميديدمت. ................................... تقديم با تمام وجودم به تمام وجودم. . . . |
|
+ نوشته شده در
86/06/26ساعت 1:36 توسط ميثم |
|
|
بالاخره شكستم دادي،بهت گفته بودم كه تاحالا كسي اين همه دلمو نشكونده بودولي اين حرفا برات ارزشي نداشت،مطمئن هستم كه هرگز دركم نكردي ولي من يك بار دركت كردم اونم اينه كه ميخوام راحتت كنم ريا،چندين بار گفتي اگه دوسم داري..... تنهام بزار !منم دركت كردم و به ناچار ميخوام برم،درسته كه اين خواسته ي تو علي رغم ميل من بود ولي بهش احترام ميزارم.فكر نكن كه توو اين 5 ماه خسته شدم و دارم ميرم يا فكر نكن كه اينا همه يه بازي بود.واسه من همه چيز بود ولي واسه تو ارزش يه بازي هم نداشت. . .شايد هم از اول اشتباه كردم كه سراغت اومدم ولي چاره اي نداشتم.هنوزم نميدونم دليل بي وفايي چيه!قول ميدم كه هرگز كسي رو دوست نداشته باشم. . .ميدونم كه تو هم اين همه انتظار رو دوست نداشتي يا شايد هم غرورت بهت اجازه نداد.ازت ميخوام تمام حرفهايي كه از من شنيدي رو فراموش كني فكر كن همه ي اونا دروغ بود،از اين متنفرم كه كسي برام تصميم بگيره پس برام هيچ آرزويي نكن.نفرينت نميكنم چون دلم نمياد.(همه كه دلشون از سنگ نيست!)ميخوام كه منو ببخشي.شايد تو هم بخواي كه ببخشمت با اينكه گناهي نكردي.منم تو جواب اين خواستت ميگم:مي بخشمت ولي يادت باشه دلمو شكستي!!! دارم از چشمات ميخونم باورش سخته هنوزم تو نباشي توي شعرام من ديگه از كي بخونم حالا كه ميخوام بموني شعر رفتنو ميخوني قلب من عاشق ترينه اينو ازچشمهام ميخوني دست تو ،تو دست من بود نميدونم كي تو رو ازم گرفت نميدونم كه كدوم نگاه شوم قصه ي جدايي رو برام نوشت |
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 16:48 توسط ميثم |
|
|
M:SALAM A:NEGAH KON B POSHTET BEBIN DOM DARI?NADARI?PAS KHODETI,CHON KHARE MA AZ KORREGI DON NADASHT.SALAM,KHUBI?MAN DISHAB KHODAHAFEZI KARDAMA. M:BADTAR AZ HAMISHE HASTAM,MAN DUSET DARAM VA MIKHAM K VASE HAM BMUNIM,BA MAN MIMUNI?RESIDAN B KHEYR A:MAMNUN,CHERA HALET BADE?CHIZI SHODE?DAVA KARDI?BEGU.MAN K GOFTAM NEMITUNAM PAT BMUNAM,MAN HEY MIKHAM KHUB BASHAM AMMA TO NEMIZARI.FARAMUSHAM KON AZIZAM. M:MIDUNI CHERA HALAM BADE,HAMISHE B WEBAM BIA,MAN GHASD BADI NADASHTAM,KHODA NEGAHDARET BASHE,KHODA KONE NABINAMET TA DAGHAM TAZE NASHE. A:NEMIDUNAM CHERA HALET BADE,MAN NAGOFTAM GHASDE BADI DASHTI.BASHE SAEY MIKONAM JELOT ZAHER NASHAM.BARAT BEHTARIN AREZUHA RO DARAM,MAH RAMEZUNET MOBARAK.BYE. M:LANAT BAR GHESMAT. A:DOROST AST K RUZI FARAMUSH MIKONI VA RUZE DIGAR FARAMUSH MISHAVI AMA BEDAN K FARAMUSH SHODEGAN FARAMUSH KONANDEGAN RA HARGEZ FARAMUSH NEMIKONAND.MALE TO. M:K CHI?FARAMUSH NEMIKONI? A:NESBATARO NEMISHE FARAMUSH KARD,MAZERAT AGE TU MEHMUNIE MAH RAMEZUN DIDAMET,3TA GHOL BEDE:1MOVAZEB KHODET BASH.2KHUB DARS BKHUN.3ADI RAFTAR0ZENDEGI KON. M:MANO NEMIBINI.ZENDEGIM B KHODAM MARBUTE.B KASI GHOL NEMIDAM. A:TO RO NEMIBINAM.AGE UMADAM KHUNATUN CHI.KHEYLI MAMNUN YANI B MAN CH DIGE.VAGHTI KHASHEN MISHI JALEBE.KHODET GOFTIA ZENDEGI HARKAS B KHODESH MARBUTE.BASHE. M:U GOFTI RAH MA JODAST,AGE TASHRIF BIARI MIRAM DAHDT PISHE . . . . A:OH HALA KI KHAST BIAD.GOFTE BUDAM HANUZ JUJEI,MANE . . . . BEGU K NEGARANE KIAM,HAGH NADARI NEFRINAM KONI CHON HICH BADI BEHET NAKARDAM.SHOMAREOidMANO DELETE KON.0K? M:MAN KHODAM TASMIM MIGIRAM,U B IN DELSUZI MIGI?HARGEZ KASIO NEFRIN NEMIKONAMVALI NEMIBAKHSHAMET! A:B JAHANNAM K NEMIBAKHSHI.MAGE CHIKARET KARDAM.MAN HAR RAFTARI MIKONAM BEHET BAR MIKHORE,B KHODA KHASTE SHODAM.MANAM ADAMAM AKHE.MIMIRAM TA RAHAT SHI,BYE. M:MAN MAGE GOFTAM NISTI,MIBINAM K AZ MAN MORDANO YAD GEREFTI,U HATTA 1BAR DELET BARAM NASUKHT UNVAGHT MIKHAY BMIRI,MAN K ARZESH NADARAM,ZENDEGITO KON.HAMIN K MAN AZ BEYN BERAM VASE KOLLE KHUNEVADE BASTE. A:TO VAGHEAN MOSHKEL DARI,HICHVAGHT KHUBI DIGARANO NEMIBINI HATTA KHUNEVADAT.B GHOL KHODET ZENDEGIM B KHODAM MARBUTE.DELSUZI?DIGE CHIKAR BAYAD BARAT MIKARDAM? M:MAN U RO DUST DASHTAM VALI U HAMASH ZADI TU ZOGHGHAM,HARJUR RAHATI,PAS TU ZENDEGIT DEKHALAT NEMIKONAM. A:ARE DUST DASHTI,TO FAGHAT MITUNI KHODETO BEBINI.FAGHAT CHIZI K MIKHAY BARAT MOHEMME,HISHKI BARAT ARZESH NADARE,JALEBE K . . . . KAMI BARAT MOHEMME.MAN…… M:U CHI?HARVAGHT BEHET GOFTAM DUSET DARAM,GOFTI LAZEM NAKARDE DUSAM DASHTE BASHI,NEMIKHASTAM INO BEHET BGAM VALI B HAMUN EMEM REZAEI K AZ PISHESH MIAY AZ. . . . HAM VASAM AZIZ TAR BUDI. A:INGHAD AZ DASTET ASABANIAM K AGE PISHAM BUDI…HICHVAGHT NEMIKHASTAM NARAHATET KONAM,BEBAKHSHID,TO KHEYLI KHUBI HATMAN KHOSHBAKHT MISHI.BYE… . M:VALI MAN AGE PISHET BUDAM FAGHAT NEGAT MIKARDAM O GERYE MIKARDAM.MAN BADAM K GOFTI NA.BEDUN TO BADBAKHT MISHAM. A:LOPETO BIAR……3……..2……1…….}}}MUCH{{{.BEKHATER MAN HICHVAGHT GERYE NAKON.OK?SARNEVESHTE DIGE.BYE M:SARNEVESHTO MA RAGHAM MIZANIM. A:CHARLI CHAPLIN:SHAYAD ZENDEGI AN JASHNI NABASHAD K AREZUYASH RA DASHTI AMA HALA K DAVAT SHODI TA MITAVANI ZIBA BERAGHS.CHERA MAN HARCHI MIGAM TO…KHASHEN. M:PAS CHIKAR KONAM?KHOB SARNEVESHTE HAR ADAMI DASTE KHODESHE DIGE.MA MITUNESTIM TA 100SALBA HAM DUST BASHIMVALI TO NIN DUSTI RO BAD MIBINI O MAN HAM DUST BAD. A:MAN NAGOFTAM DUSTI BADE,AMA FEKR KON MAN KHASTAM SARNEVESHTAM INJURI BASHE.PAS GOFTI NEMIKHAY MANO BBINI DIGE,ASABAM KHEYLI KHURDE BORO BKHAB ,OK?BYE M:2SA AT B SAHAR MUNDE NEMIKHABAM,VAGHTI K U NEMIKHAY ESHGHO TAJROBE KONI CHERA BBINAMET K DAGHAM TAZE SHE.YADETE VASE JASHN. . . . . CHEGHADR AZAT DAVAT KARDAM. A:AZ ASABANIAT SARAM DARD MIKONE.KHOB DUST NADARI MANO BBINI DIGE,MIKHAM BKHABAM.AGE YEVAGHT DELET GEREFT HAZERAM HARFATO BESHNAVAM,BYE VASE HAMISHE… . M:DELI NAMUNDE K BEGIRE,ASLAN MIKHAM BBINAMET,KEY?KOJA?MIAY?MIDUNI K BADTAR AZ UAM. A:KHAT AKHARO NAFAHMIDAM,CHI?MIKHAY BBINI K CHI SHE DAGHET TAZE SHE?AGE MANO BEBINI,CH AKSOL AMALI NESHUN MIDI?JEDDI HALAM KHUB NISTMIKHAM BKHABAM.BYE,JAVAB. M:MIGAM HALE MAN BADTAR AZ U HAST,INGHAD GOFTI NMIKHAY MANO BBINI,GOTAM BEBINAMET SHAYAD HOZURI B NATIJE BERESIM,AGE BBINAMET NEMIDUNAM CHI BGAM CHON DAHANAMO BASTI,MAN HAME CHIZO BEHET GOFTAM.FARDA SMS BEDAM?YANI EDAME BEDIM? A;NA DIGE SMS NADE.BEHTARE SHOMARE VA id MANO DELETE KONI.BASHE?3TA GHOL YADET NARE MEYSAM IUN,MANO K DIGE NEMIBINI AMA…VELESH KON.KHUB BKHABI,BYE. M:GHOL NEMIDAM,SMS NEMIDAM,SHOMARATO HEFZAM,1RUZI MIAM KHASTEGARIT,MIDUNAM JAVAB RAD MIDI.HARVAGHT CONNECT SHODI TU WEBAM NAZAR BEDE,MOVAFAGH BASHI . . . . . KHANUM. A:CHERA GHOL NEMIDI?KHAHESH MIKONAM,BASHE?BE KHATERE TAMAME BADIAM MAZERAT,AMMA BEDUN HICHVAGHT NEMIKHASTAM NARAHATET KONAM,ARZESHE IN HAME KHUBITO NADARAM.BYE. M:GHOL NEMIDAM CHON MIDUNAM NEMITUNAM PAYBANDESH BSHAM,AEZESHET BISHTAR AZ INA BUD,BKHAB SHAYAD VAGHTI BIDAR SHODI BEBINI INA HAMASH KHAB BUD. A:AZ NARDEBUNE GHALBAM BORO PAEIN……………….. MIKHAY HALA NARDEBUNO BAR DARAM TA HAMISHI TU GHALBAM BMUNI? M:AZ KHODAME,U DUST DARI TU GHALBET BMUNAM?
|
|
+ نوشته شده در
86/06/22ساعت 16:47 توسط ميثم |
|
|
+ نوشته شده در
86/06/20ساعت 12:53 توسط ميثم |
|
سلام اين دفعه نميدونم كه از چي بنويسم........
سرم رو بالا ميگيرم وچشمهام به يه پوستر ميخوره كه رو ديوار داره ناله ميرنه:
زندگي زيباست اي زيبا پسند
زيبا انديشان به زيبايي رسند
آنقدر زيباست
كز برايش ميتوان ا زجان گذشت
**********************************
حالا چشمم به يكي ديگه مي افته كه ميگه:
خوشا آنانكه الله يارشان بي
بحمدوقل هوالله يارشان بي
خوشا آنانكه دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بي
|
|
+ نوشته شده در
86/06/15ساعت 15:35 توسط ميثم |
|
|
به كه بايد دل بست؟به كه شايد دل بست؟سينه ها جاي محبت،همه از كينه پر است،هيچ كس نيست كه فرياد پر از مهر تورا،گرم پاسخ گويد.نيست يك تن كه در اينراه غم آلود عمر،قدمي راه محبت بويد.خط پيشاني مردم،خط تنهاييست،در نگاه من وتو حسرت بي فرداييست،به كه بايد دل بست؟نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد نقشه اي شيطانيست.در نگاهي كه تو را وسوسه ي عشق دهد،حيله اي پنهانيست. زير لب زمزمه شادي مردم برخاست،هر كجا مرد توانايي بر خاك نشست،پرچم فتح برافرازودر خاطر خلق هر زمان بررخ تو هاله زند گردشكست.به كه بايد دل بست؟به كه شايد دل بست؟ خنده ها مي شكند؟بر لبها تا اشكي مي شكند بر سر مژگان كسي.همه بر درد كسان مي نگرند.كيست؟ ازوفا نام بر آنكه وفا خواست كجاست؟ريشه ي عشق خرد واژه دوست گريخت سخن از دوست مگو عشق كجا،دوست كجاست؟ دست گرمي كه ز مهر بفشارد دستت در همه شهرمجوي. گل اگر در دل باغ بر تو لبخند زند،بنگرش ليك مبوي! لب گرمي كه ز مهر نشيند به لبتبه خهمه عمر مخواه. چاه،هم با من و ما بيگانه است ني صد راز برون آيد از آن راز تو دلفاش درد دل گر به سر چاه كني،خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند گر شبي از سر غم سينه شكافد،نفسي بانگ مزن درد دل خود را به دل چاه مگو «استخوان تو اگر آب كند آتش عشق ، آب شو،آه مگو!!!» آسمان با من و ما بيگانه،خويش در راه نفاق دوست در كار فريب آشنا.بيگانه.شاخه ي عشق شكست .آهوي مهر گريخت ،تار پيوند گسست به كه بايد دل بست؟؟؟به كه شايد دل بست؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
86/06/07ساعت 2:53 توسط ميثم |
|
|
میلاد با سعادت امام عصر بر همه شما مبارک باد..............مخصوصا تو. به امید دیدن روی گل نرگس بخوان: بسم الله الرحمن الرحيم اللهم کن ولیک حجت بن الحسن صلواتک علیهم و علی اباه فی هذه ساعته وفی کل ساعت ولیين وحافظا و قاعداو ناصرا ودليلاوعينا حتي تسكنهو ارضك توعآ وتمتعهو فيها طويلا برحمتك يا ارحم راحمين |
|
+ نوشته شده در
86/06/06ساعت 3:0 توسط ميثم |
|
|
قسمت نشد ببينمت،خدانگهدارى كنم فرصت نشد بمونمو،ازتونگهدارى كنم گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برات اگه يه وقت ﺑﮕﻰنرو،رفتن پر از درد برام گفتم صداتو نشنوم،نديده ام از پيش تو پشت سرم زارى نكن،چيكار كنم؟مسافرم من ميرم وﻟﻰ باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطر من فراموش نميشه گل من خوب ميدوﱏ ﰉ تو تك وتنهام،عزيزم اگه تو نباﺷﻰ ميميرم نامه رو تا تهش بخون،گريه نكن،طاقت بيار نامه رو خط ﺧﻄﻰ نكن؟اين دو جمله رو دووم بيار باور نكن يه ﰉ وفا،نامه ميزارم و ميرم نه،قسمت زندﮔﻰ اينه،به ﮐﻰ بگم مسافرم؟ سهم من از تو دوريه،تو لحظه هاى ﰉ ﮐﺴﻰ ﻗﺸﻨﮕﻰ قسمت ماست،كه ما به هم نميرسيم هميشه زنده ميمونم با ياد تو وترانه هات منو ببخش اگه بازم اشك هام چكيد رو نامه هات ديگه تموم شد فرصتم،خاطره هام پيشت باشه دليل خاطرات خوش،خدا نگهدارت باشه بهترين و بدترين خاطرات را با تو تجربه كردم وتمام هويتم را از دست دادم وﻟﻰ تو . . ﺧﻴﻠﻰكم ﻟﻂﻔﻰ كردى!!! |
|
+ نوشته شده در
86/06/06ساعت 2:33 توسط ميثم |
|
|
آخرين سلام بدين شرح: شكست خيلي سخته ولي من هنوز قبولش نكردم.تا نفس تو سينمه به يادتم.آخه حتي 1بارم نگفتي كه دوست دارم در حالي كه اين جمله هميشه سر زبونم بود.آخه چرا عيبي كه در من ديدي رو بهم نگفتي؟چرا اين كارا رو با من كردي؟هيچ وقت نخواستي كه به حرفم گوش كني(حتي نميتونستي تظاهر كني كه بامني؟؟؟)من ميدونستم كه تمام مشكلامون سر مرغ 1پاي تو بود!من كه بهت گفته بودم :اگه دلت رو به كسي بستي بهم بگو كه من برم پي بدبختيم.هرگز نفهميدم كه چرا بهم ميگفتي:(اگه منو دوست داري ،مواظب خودت باش)؟تو كه هيچ احساسي به من نداشتي چرا اينو ميگفتي؟چرا اون روز كه از حرفي كه پاي تلفن بهم زدي ،دلم شكست ولال شدم،هي صدا مي زدي.ميثم ...........ميثم........ببخشيد.......!چرا همون موقع نگفتي برو به درك؟چرا وقتي ازت خواهش كردم بهم فحش بده تا بتونم دل ازت بكنم چرا ندادي؟يا به قول خودت تو كه هر شب ميگفتي ديگه جواب پيامكهاتو نميدم،ولي چرا بازم جواب ميدادي؟فكر ميكني چرا جواب تمام سوالهايي كه ازم ميكردي رو بهت ميگفتم؟(با اينكه هيچ وقت جواب سوال منو ندادي!)تو كه بچه درس خون بودي،چرا وسط امتحانات جواب منو ميدادي؟چرا ازم دعوت كردي كه عضو گروهت بشم؟چرا من جايزه ي گروه رو بردم؟شايد همه چيز برات تموم شده باشه ولي واسه من تازه شروع شده!تا كي بايد عذاب ببينم؟دوست دارم زود تبديل به يه خاطره ي تلخ برات بشم!خودت خوب ميدوني كه كي عمرم تموم ميشه!فكر ميكني چرا با اينكه آ پ نميكردي هر روز بهت سر مي زدم؟چرا با اسمت زندگي مي كردم؟چرا هر چي بهم ميگفتي لال ميموندم؟چرا اون آهنگ ها رو برات ميزاشتم؟چرا به خاطر تو همه ي دوستامو از دست دادم؟چرا همه به من ميگفتن بي خيال ولي من بي خيال نميشدم؟چرا اون همه خونم برات ريخته شد؟چرا بعد از اون كارم حالمو مي پرسيدي؟چرا حرفايي رو كه بهم مي گفتي باور ميكردم؟چرا بعضي شبا تاصبح كل كل مي كرديم؟چرا من شب و روزم برعكس شده بود؟چرا كار ي كردي كه عوض شدن منو همه بفهمند؟چرا اين همه تحقيرم كردي؟چرا من با اين كه خاموشم مي كردي دوباره شعله ور ميشدم؟به چه اميدي؟چرا اين همه خوب بودي كه نميتونستم دل ازت بكنم؟چرا بين اين همه آدم كه بينمون بود همه از من و تو تعريف مي كردن؟چرا همه ميگفتن ما خوبيم؟چرا بديهامونو ازشون ميپوشونديم كه فكر كنن ما خوبيم؟اونا اشتباه فكر مي كردن يا جدي ما خوبيم؟مگه اون چيكار برات كرده بود كه آمارش اين همه برات مهم بود؟ مگه من چيكار كرده بوده كه نميخواستي قسمتي از زندگيت باشم؟چرا اشكهايي كه فقط واسه خودم ريخته بودم رو براي تو ريختم؟چرا منو با بقيه مقايسه مي كردي؟چرا مرگ سخته؟چرا خودكشي ترس داره؟چرا آدم ها خودكشي مي كنن؟اگه جاي من بودن چي كار مي كردن؟چرا من كه مربي بهم ميگفت بايد وزنت زياد بشه هر روزهفته وزن كم مي كردم؟چرا كارمون به جايي كشيد كه زندگي با تمام عزمتش برام بي ارزش شد؟چرا من عوض شدم ولي تو نشدي؟چرا وقتي به خودم توهين كردم تو هم به خودت توهين كردي؟چراآسمون ابري تو رو به يادم مياره؟چرا اون شب از ديدن ماشينمون ترسيدي؟چراكلمه ي عشق برات معني نداشت؟كي تو رو تنها گذاشته بو د كه از من مي ترسيدي؟مگه همه ي آدم ها مثل هم هستن؟چرا ازكاراي احمقانه اي كه تو سرم بود جلو گيري كردي؟چرا مي ترسيدي بهم بگي «دوست دارم»؟چرا من اين همه راحت بهت گفتم «دوست دارم»؟چرا سر گرمي تو شده بودبازي با اين دل خستم؟ميدونم كه هر چي بگم بازم گره اي باز نميشه،ولي واسه مرمت دل شكستم خوبه!اينا رو فقط به اميد وصال نوشتم. اگه پيشم نموني ميميرم برات....................! |
|
+ نوشته شده در
86/05/22ساعت 14:9 توسط ميثم |
|
|
این پست رو گذاشتم تا بدونی که چند ساعته که مشغول کار با اینترنت هستی!در ضمن بعد از شنیدن اذان نمازت یادت نره...التماس ۲آ...
|
|
+ نوشته شده در
86/05/21ساعت 2:53 توسط ميثم |
|
|
+ نوشته شده در
86/05/21ساعت 2:40 توسط ميثم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/05/19ساعت 3:13 توسط ميثم |
|
|
سلام دوستاى گلم،از همتون ممنونم كه به من سر زديد.فكر كنم بهتر بود كه اسم وبلاگم رو ميزاشتم ديوانه ىشبگرد،چون تاحال هيچ وقت نشده كه تو روز آپ كنم.من عاشق شبم چون ساكته،چون تو شبهام روياهاﭕﻰ رو ميبينم كه دوست دارم تو بيدارى محقق بشه وﻠﻰ حيف كه. . .!هميشه واسم جاى سوال بود كه چرا مورچه اى كه ميخواد غذاﭕﻰ چند برابر وزن خودشو از ديوار ببره بالاوچندين بار هم تا بالا ميره وﻠﻰ ﻤﻰافته،بازم اينقدر به كارش ادامه ميده تاموفق بشه،حتما از اول ميدونه كه موفق ميشه،وگرنه كه اين كارو ﻨﻤﻰ كرد،منم به خاطر همين دوست دارم به هدفم كه تمام زندگيم رو پاش گذاشتم برسم«قابل توجه ﺑﻌﻀﻰ ها!!!»از بچگي دوست داشتم يا كارى رو شروع نكنم يا اگر شروع كردم توش موفق بشم،تا چند ماه پيش هم اينجورى بود،حالا هم چند ماهه كه تو سخت ترين كارم،سخت ترين رنج ها رو كشيدم و سخت ترين حرف ها رو خوردم وﻠﻰ هنوزم به نتيجه نرسيدم،و اگه به نتيجه هم نرسم همه چيز برام تموم ميشه،منم ميشم يه خاطره. . . . .!اينارو بهتون گفتم تا از بارى كه رو دوشمه كم بشه و ﻤﻰ خواستم بگم كه محتاج دعا هاىشما ،دوستاى گلم هستم....................ممكنه تا كم يا حل شدن مشكلم ديگه آپ نكنم. . . . اﻠﮪﻰ به اميد تو. |
|
+ نوشته شده در
86/05/19ساعت 1:22 توسط ميثم |
|
|
امشب به اسرار عزيزترين دوستم ميخوام از دلم بنويسم،هميشه به خودم ميگم اگه من توو اين دنيا نبودم چه فرﻗﻰ به حال ديگران ﻤﻰ كرد،من به چه دردى ميخورم،همش فكر ميكنم ما آدما فقط براى امتحان دادن به دنيا اومديم و هيچ هدف ديگه اى براى به وجود اومدنمون وجود نداره،ﺑﻌﻀﻰ وقتا به سرم ﻤﻰزنه كه امتحاﻨﻰ كه بايد پس بدم رو فراموش كنم ودوروز دنيا رو زندﮔﻰ آزادانه كنم،ولي بعدش كه به عاقبتش فكر ميكنم،ميگم ﺑﻰخيال زندﮔﻰ آزادانه،بازم ميرم به فكر امتحاﻨﻰ كه بايد به خيرى انجامش بدم،وﻗﭡﻰ هم كه دارم مقدمات امتحانم رو توراه خدا آماده ميكنم تازه ﻤﻰ فهمم كه همين آماده كردن خودم براى زندﮔﻰ جاودانه خودش يه زندﮔﻰ آزادانه يه.مگه نه؟؟؟اصل زندﮔﻰ ﭕﻌﻨﻰ نشستن با خدا البته نه فقط وقتاﭕﻰ كه به مشكل برﻤﻰخوريم!در كنار اين زندﮔﻰ خداﭕﻰ ﻤﻰ تونيم به عشق هم فكر كنيم منظورم عشق واقعيه نه بازى با عاطفه ى ديگران،هميشه هم يادتون باشه توى اين راه كه مهم ترين اتفاق زندگيتون داره اتفاق ﻤﻰ افته اشتباه نكنيد،چون ﺑﻌﻀﻰ عشقا. . . . . . . . !يادتون باشه كنار عاشق شدن امتحانتون رو فراموش نكنيد چون دنيا زودگذره،پس به فكر عاقبت هم باشيد،شايد اين چيزا واسه خيلياتونﺑﻰﻤﻌﻨﻰ باشه،اما اگه ﮐﻤﻰ بهش فكر كنيد به نتيجه ﻤﻰ رسيد،من امتحانش كردم و داره كم كم به نتيجه اى كه دوست داشتم نزديك ميشم،همه ى اينا لطف خداوكمك يه دوست بود كه من از گمراﮪﻰ در اومدم.شما هم ميتونيد،شايد هم قبل از من به اين نتيجه رسيديد،آره؟؟؟پس يادتون باشه واسه به وجوداومدن همه ى ما دليل و سرنوﺷﭡﻰ رو پيشﺑﭕﻨﻰكردن.به اميد اينكه هم امتحان رو خوب بديد هم عاشق همديگه باشيد. پس خدايا، به من ﻨﭕﺴﭡﻰعطا كن كه در لحظه ى مرگ بر ﺑﻰ ثمرى لحظه اى كه براى زيستن گذشته است،حسرت نخورم و مردﻨﻰ عطا كن كه بر بيهودﮔﻰ اش سوگوار نباشم.
|
|
+ نوشته شده در
86/05/15ساعت 0:54 توسط ميثم |
|
|
به ديدارم بيا هر شب،در اين تنهاﺌﻰ تنهاوتاريك خدا مانند دلم تنگ است بيا اى روشن،روشنتر از لبخند شبم را روز كن،در زير سرپوش سياهيها دلم تنگ است................. بيا بنگر چه غمگين و غريبانه دراين ايوان سر پوشيده،وين تالاب مالامال دﻠﻰ خوش كرده ام با اين پرستوها وماهيها واين نيلوفرآﺑﻰ واين تالاب مهتاﺑﻰ بيا،اى همگناه من دراين برزخ بهشتم نيز وهم دوزخ به ديدارم بيا اى همگناه ،اىمهربان بامن كه اينان زودﻤﻰ پوشند رو،در خوابهاى ﺑﻰ گناهيها ومن ﻤﻰ مانم وبيدادوﺑﻰ خواﺑﻰ شب افتاده است و من تنها وتاريكم ودر ايوان ودر تالاب من،ديريست در خوابند پرستوها وماهيهاوآن نيلوفرآﺑﻰ بيا اى مهربان من! بيا اى ياد مهتاﺑﻰ! |
|
+ نوشته شده در
86/05/13ساعت 14:22 توسط ميثم |
|
|
برگ اول شناسنامه ی پروانه ها نوشته اند عمر جلوه نمایی کوتاست. و به نام او... همیشه نمی توان سوار بر اسب مراد تاخت و گاه هم ناچار باید سوار بر قاطری لنگ،جاده ی خاکی زندگی را طی کرد. سلام.امروز بعد از مدت ها دوباره می نوسیم اما دیگه نمی خوام ازعشق ، دوست داشتن ، موندن ، بودن و...بنویسم.می خوام از مرگ بگم ، از یه باور، از حقیقت ، از زندگی.شاید وقتی از همه چیز خسته می شی به مرگ فکر کنی.تا حالا فکر کردی وقتی بمیری روی قبرت چی بنویسن؟؟؟چند روز پیش دفتر شعرمو ورق می زدم.در یکی از صفحه ها به دو بیتی ای برخورد کردم که همیشه با دوستم سرش بحث می کردیم.به هم قول داده بودیم هر کدومون که زودتر رفت سر قبرش بنویسن: خاک می خواند مرا هردم به خویش می رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید ، عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند شما دوست داری برات چی بنویسن؟؟؟ یه آدم معروفی همیشه می گفت:آدم تو زندگی خیلی عکس می گیره.ولی هیچ وقت نمی دونه کدوم یکی واسه اعلامیشه ، اگه می دونست هیچ وقت اون عکسو نمی گرفت. خوبه در اوج شادی گاهی هم به مرگ فکر کنیم.به اینکه واقعا کی هستیم؟چرا به دنیا اومدیم؟ چرا داریم زندگی می کنیم؟اصلا چطور باید زندگی کنیم؟ وقتی بچه بودیم همیشه از بزرگترها می پرسیدیم:خدا کیه؟؟؟ حالا که بزرگ شدی کمی فکر کن، واقعا خدا کیه؟؟؟.و خدا... . اين مطلب رو خودم ننوشتم واز وبلاگ يه دوست خوب برداشتم،البته بدون اجازه.......خيلي قشنگه،.،.،.،.،.، |
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:22 توسط ميثم |
|
|
امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ... امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ... امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ... امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ... امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ... امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ... امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ... امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ... امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ... امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ... امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ... امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ... امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ... امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ... امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ... امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ... امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ...
|
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:17 توسط ميثم |
|
|
وقتي يك دختر حرف نمي زند،ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختر بحث نمي كند،عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوال پرسي تو مي گويد خوبم،يعني اصلا" حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره ميشود،شگفت زده شده كه چرا دروغ مي گويي وقتي يك دختر اعتراف مي كند كه بدون تو نمي تواند زندگي كند،يعني تصميم گرفته كه تو تمام آينده اش باشي وقتي يك پسر حرف نمي زند ،حرفي براي گفتن ندارد وقتي يك پسر بحث نمي كند،حال و حوصله ي بحث كردن ندارد وقتي يك پسر بعد از چند لحظه در جواب احوال پرسي تو مي گويد خوبم،يعني واقعا خوب است وقتي يك پسر به تو خيره مي شود،دو حالت دارد،يا شگفت زده است يا عصباني وقتي يك پسر اعتراف مي كند كه بدون تو نمي تواند زندگي كند ،تصميمش را گرفته كه تو را تا آخر عمر داشته باشد و فراموشت نكند. بچه ها نظر شما در مورد چنين حالاتي چيه؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:17 توسط ميثم |
|
|
زمين سرد وفسرده،آسمان درهم پيچيده وبي حركت،درختان بدون سايه،زير هجوم داغي آفتاب از عطش خورشيد له له ميزدند.رودخانه ها بي ترانه فقط رخ زمين را مي ساييدند،بي آنكه بدانند در اين رفتن چه فلسفه اي نهفته است ،خلاصه بگويم،انگار همه چيز در هم تنيده بود.مانند كلاف سردرگمي كه نمي دانستند براي چه آمده اندوبهرچه مانده اند.....تااينكه زمين از خدا خواست كه سرماي دلش را گرم كندو شعله بر زمين بكشد.آسمان دست برآستان خدا مي كشيدكه لقمه ي نور نصيب دل سياهش كند وظلماني بد دردي است.....و خدا ليلي را آفريد و گفت:«زمين سرد است و آسمان سياه،اينجا بي حضور تو بي بركت است»و ليلي گفت:«آتش در قلب من بگذار تا گرما بخشم»وخداوند در دل ليلي آتشي نهادو ازآن پس زمين گرم شد.ليلي دستهايش را باز كرد ، گرما ،شور پرواز را دراورونق داده بودوپريد تا دل آسمان واز آن هوس وشور، دل آسمان پرنور شد.وليلي از خدا خواست كه زيباترين نغمه ها را درحنجره اش جاري كند تا بلبل عاشقانه بخواند و ترنم در وجود آفرينش جاري شود و خدا چنين كردو ليلي براي هر رودخانه اي تصنيفي سرود،زيباتر از هر كدام.از آن پس رودخانه ها پر از ترانه شدند و آموختند كه دريا مقصد نهايي است وبايد رسيد،بايد جاري شد ،اين رمز ماندگاري است.ليلي مي سوخت و خداوند از سوختن آن حظ مي كرد،ليلي خاكسترش را به دست باد مي سپرد تا لذت سوختن را همگان دريا بند.از آن پس هزاران دل سوخته پاگرفت .ليلي پاي درخت نشست ودل درخت عاشق شد وسايه سارش را بر زمين گستراندو خورشيد از آن همه عطش ليلي در شگفت ماند وكم آورد ......خدا ليلي را آفريد و عاشق او شد.......ليلي عشق مي وزرزيد و عاشق مي ساخت.ليلي عاشق خدا بود و خدا مجنون ليلي.....ليلي رمز عاشقي را مي خواست از خدا بشنود.پرسيد وخدا گفت:«براي عاشق شدن نبايد دنبال بهانه بود،بي بهانه عاشق شدن هنر است،بي بهانه بخشيدن..................»وليلي بي بهانه مي سوخت و عاشق بود.ليلي آكنده از خدا بود ،وجودش را چيزي به نام خدا پر كرده بودوليلي نام ديگر انسان بود كه خدا روح خود را در او دميده بود .ليلي نام تمام انسانهاي روي زمين است ،نام تمام عاشقها.ديگر چه فرقي مي كند كه چه كسي مجنون است مهم اين است كه ليلي باشي يعني تجلي خدا......و ليلي تكرار روزگاري عاشقانه در عصر زمين است .ليلي مي چرخد و مي چرخد و عشق مانند دانه هاي قاصدك در آسمان بال و پر ميگيرد و هر كه پاك تر، عاشق تر.....ليلي به خدا گفت در تاب، مي خواهم آرام شوم و خدا گفت:من تاب و تب تواُم بي من مي ميري ،پژمرده مي شوي وليلي بي قرار تر شد انگار مي خواست دستهايش را روي شانه هاي خدا بگذارد و در آغوش او آرام بگيرد .ليلي انسان است.تمام آدمهايي كه عاشقند آدمهايي كه دلهايشان آيينه ي حضور خداست ليلي اند.ليلي مي سوخت و هر لحظه تشنه تر مي شد.به خدا گفت:«عطش جگرم را از تاول پر كرده است و داغي آن وجودم را .وخدا گفت:درياي تو منم و زيبايي از اين بالاتر كه عطشت را با وجود خدا فرو نشاني وليلي برآن شد تا به دريا بپيوندد ،مي خواست براي هميشه سيراب بماند .خدا خنديد از اينكه ليلي در در او حل شده است .خنديد از اين كه اين همه ليلي گرداگرد زمين مي چرخند ،دستهايشان را بالا مي گيرندو آسمان را پر از ترنم نياز و تمنا مي كنند و از آن رو به فرشتگان مي گويد :اينان هماناني هستند كه به خاطرشان سجده كرديدو به خود مي بالد كه اين همه ليلي است ومجنون و هر كدام مي چرخند و جايشان را با هم عوض مي كنند.خدا ليلي را آفريد تا عشق فرصت گفت و گو باشد بين آنان،ليلي را آفريد تا انسان تعريف شود و انسان ليلي را بال و پر دهد و ليلي همان است و هر كدام در اين عرصه عاشقتر،پرپرتر،بي دلتر،ليلي ترو مجنون تر ..... .ليلي تمام خويش را در نگاه خدا مي باخت وجودش را در دايره ي زندگي تسليم كرده بود و خدا لذت مي برد از اين همه ناله ،از اين همه نيازو از اينكه نامش را از زبان هزاران ليلي مي شنود كه او را مي خوانند.......ليلي مي سوخت و ناله مي كرد و خدا او را گفت:تو را مي آزمايم تا عشقت تفتيده شود ،وجودت طلاي ناب شود آن وقت مي شوي مال من ومن خريدار تو مي شوم از اين بهتر.......و ليلي سكوت مي كرد و هر روز عاشقتر مي شد و ليلي از عشق اينگونه گفت: كافيست كه دلت ترك بردارد آن وقت است كه بوي عشق را مي تواني از گوشه ي دلت استشمام كني،كافيست در دلت اسب سركش عشق تاخت و تاز كند ،رهايش كني ،بند هايش را باز كني تا وجودت عرصه يكه تازي او باشد آن وقت با هر قدمش شكوفا مي شوي و ليلي هر روز گل مي كرد هر روز سرخ تر از گذشته بوي گلشنش عالمي را مست مي كرد و خدا مست بوي ليلي بود.......و ليلي قدر خود را در نگاه هاي خدا مي دانست و مي ديد ........ليلي هنوز مي سوزد و گرما مي بخشد ،هنوز كه هنوز است شعله هاي وجودش را در سينه هاي در سينه هاي خويش احساس مي كنيم. همه ما ليلي هستيم و مبادا روزي كه خدا چهره از رخ ليلي بگيرد كه آن روز،روز خاموشي و مرگ ليلي است. |
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:16 توسط ميثم |
|
|
آنكه مي گفت دلم آبي تنهاست كجاست؟ شاه بيت غزلم زير قدم هاست كجاست؟ آنكه مي گفت در اين ظاهر آرام دلم قيق وقاليست كه در عاطفه بر پاست كجاست؟ آنكه مي گفت:وفا،عشق ومحبت،نيكي زشتي از دامن چركين جداهاست كجاست؟ آنكه مي گفت دل من كعبه ترين،كعبه ي دلهاست،كجاست؟ آنكه در حجم همه پوچگران مي گفت: اي غريبه نگاهت پر معناست،كجاست؟ |
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:15 توسط ميثم |
|
غصه نخورمسافر ،اينجاماهم غريبيم
از ديدن نورماه يه عمره بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهارمون با پاييز
نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر،اونجاهواكه بدنيست
اينجا ولي آسمون اشك ريختن هم بلد نيست
غصه نخورمسافر،فداي قلب تنگت
فداي برق ناز،اون چشاي قشنگت
غصه نخور مسافر،تلخه هواي دوري
من كه خودم ميدونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافربازم مي آي به زودي
ماروبگو چه كرديم ازوقتي نبودي
غصه نخورمسافر،غصه اثرنداره
ازدل تو مي دونم،هيچكس خبرنداره
غصه نخورمسافر،رفتيم تو ماه اسفند
بهار،توبرمي گردي،چيزي نمونده،بخند
غصه نخورمسافر،هميشه اينجوري نيست
هميشه كه عزيزم راهت به اين دوري نيست
غصه نخورمسافر،تولد دوباره
غصه نخور مسافر،غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر،تو خود آسموني
درآرزوي روزي كه بيايي و بموني. |
|
+ نوشته شده در
86/05/08ساعت 12:14 توسط ميثم |
|
|
تو همون حس غريبي كه هميشه با مني تو بهونه ي هر عاشق واسه زنده موندني تو اميد انتظاري تو دلاي نا اميد مثل ديدن ستاره، تو شبهاي ناپديد عمريه دلم گرفته گله دارم از جدايي غايب هميشه حاضر تو كجايي،تو كجايي با توام ،با تو كه گفتي تكيه گاه عاشقايي مي دونم يه دنيا نوري ساده اي،بي هنتهايي تو خود عشقي،مي دونم ناجي فاصله هايي....... «تقديم به پيشگاه مقدس امام عصر(عج)» |