تبليغاتX
به اميد او نوشتن! - بگو چرا؟؟؟

آخرين سلام بدين شرح:

شكست خيلي سخته ولي من هنوز قبولش نكردم.تا نفس تو سينمه به يادتم.آخه حتي 1بارم نگفتي كه دوست دارم در حالي كه اين جمله هميشه سر زبونم بود.آخه چرا عيبي كه در من ديدي رو بهم نگفتي؟چرا اين كارا رو با من كردي؟هيچ وقت نخواستي كه به حرفم گوش كني(حتي نميتونستي تظاهر كني كه بامني؟؟؟)من ميدونستم كه تمام مشكلامون سر مرغ 1پاي تو بود!من كه بهت گفته بودم :اگه دلت رو به كسي بستي بهم بگو كه من برم پي بدبختيم.هرگز نفهميدم كه چرا بهم ميگفتي:(اگه منو دوست داري ،مواظب خودت باش)؟تو كه هيچ احساسي به من نداشتي چرا اينو ميگفتي؟چرا اون روز كه از حرفي كه پاي تلفن بهم زدي ،دلم شكست ولال شدم،هي صدا مي زدي.ميثم ...........ميثم........ببخشيد.......!چرا همون موقع نگفتي برو به درك؟چرا وقتي ازت خواهش كردم بهم فحش بده تا بتونم دل ازت بكنم چرا ندادي؟يا به قول خودت تو كه هر شب ميگفتي ديگه جواب پيامكهاتو نميدم،ولي چرا بازم جواب ميدادي؟فكر ميكني چرا جواب تمام سوالهايي كه ازم ميكردي رو بهت ميگفتم؟(با اينكه هيچ وقت  جواب سوال منو ندادي!)تو كه بچه درس خون بودي،چرا وسط امتحانات جواب منو ميدادي؟چرا ازم دعوت كردي كه عضو گروهت بشم؟چرا من جايزه ي گروه رو بردم؟شايد همه چيز برات تموم شده باشه ولي واسه من تازه شروع شده!تا كي بايد عذاب ببينم؟دوست دارم زود تبديل به يه خاطره ي تلخ برات بشم!خودت خوب ميدوني كه كي عمرم تموم ميشه!فكر ميكني چرا با اينكه آ پ نميكردي هر روز بهت سر مي زدم؟چرا با اسمت زندگي مي كردم؟چرا هر چي بهم ميگفتي لال ميموندم؟چرا اون آهنگ ها رو برات ميزاشتم؟چرا به خاطر تو همه ي دوستامو از دست دادم؟چرا همه به من ميگفتن بي خيال ولي من بي خيال نميشدم؟چرا اون همه خونم برات ريخته شد؟چرا بعد از اون كارم حالمو مي پرسيدي؟چرا حرفايي رو كه بهم مي گفتي باور ميكردم؟چرا  بعضي شبا تاصبح كل كل مي كرديم؟چرا من شب و روزم برعكس شده بود؟چرا كار ي كردي كه عوض شدن منو همه بفهمند؟چرا اين همه تحقيرم كردي؟چرا من  با اين كه خاموشم مي كردي دوباره شعله ور ميشدم؟به چه اميدي؟چرا اين همه خوب بودي كه نميتونستم دل ازت بكنم؟چرا بين اين همه آدم كه بينمون بود همه از من و تو تعريف مي كردن؟چرا همه ميگفتن ما خوبيم؟چرا بديهامونو ازشون ميپوشونديم كه فكر كنن ما خوبيم؟اونا اشتباه فكر مي كردن يا جدي ما خوبيم؟مگه اون چيكار برات كرده بود كه آمارش اين همه برات مهم بود؟ مگه من چيكار كرده بوده كه نميخواستي قسمتي از زندگيت باشم؟چرا اشكهايي كه فقط واسه خودم ريخته بودم رو براي تو ريختم؟چرا منو با بقيه مقايسه مي كردي؟چرا مرگ سخته؟چرا خودكشي ترس داره؟چرا آدم ها خودكشي مي كنن؟اگه جاي من بودن چي كار مي كردن؟چرا من كه مربي بهم ميگفت بايد وزنت زياد بشه هر روزهفته وزن كم مي كردم؟چرا كارمون به جايي كشيد كه زندگي با تمام عزمتش برام بي ارزش شد؟چرا من عوض شدم ولي تو نشدي؟چرا وقتي به خودم توهين كردم تو هم به خودت توهين كردي؟چراآسمون ابري تو رو به يادم مياره؟چرا اون شب از ديدن ماشينمون ترسيدي؟چراكلمه ي عشق برات معني نداشت؟كي تو رو تنها گذاشته بو د كه از من مي ترسيدي؟مگه همه ي آدم ها مثل هم هستن؟چرا ازكاراي احمقانه اي كه تو سرم بود جلو گيري كردي؟چرا مي ترسيدي بهم بگي «دوست دارم»؟چرا من اين همه راحت بهت گفتم «دوست دارم»؟چرا سر گرمي تو شده بودبازي با اين دل خستم؟ميدونم كه هر چي بگم بازم گره اي باز نميشه،ولي واسه مرمت دل شكستم خوبه!اينا رو فقط به اميد وصال نوشتم. اگه پيشم نموني ميميرم برات....................!

+ نوشته شده در  86/05/22ساعت 14:9  توسط ميثم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام عزیزان.من میثم....17 سالمه......این وب رو واسه این درست کردم که به یکی بگم که فقط دوست داشتن ملاک دوستی نیست بلکه عشقه که ما آدما رو به هم میرسونه.......اونی که ازش میگم.میگه: بیایید تا هم دیگر رو دوست داشته باشیم ولی هرگز عاشق هم نباشیم......آخه این درسته؟!؟

پیوندهای روزانه
پاییز طلایی(انیس)
امین(عشق استقلال)
>>>باحال<<<
happyway
شیفته
دزدکی(جالبه...)
تارا
اشکی از جنس خدا
2 قرن سکوت
شیما
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
نویسندگان
میثم صیادی
ميثم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

زندگي صوت حزينيست به كوتاهي موج از ميان ميچيند دست تقدير هر آن گل كه نكونام تر استـ

منبع کدهای موزیک وبلاگ